روانشناسی و مدیریت

  • ۰
  • ۰

ملانصرالدین سه هزار سکۀ طلا از تیمور لنگ گرفت و در عوض قول داد طی سه سال به خرِ او خواندن یاد بدهد.
یکی از رفقای ملا به او گفت «این چه قول و قراری بود گذاشتی؟ اگر از عهدۀ آن برنیایی تیمور گوش تا گوش سرت را می‌بُرَد.»
ملانصرالدین گفت «نگران نباش! تا سه سال بعد یا خر تیمور مُرده یا خودِ تیمور یا من.»

من فکر می‌کنم ما در برخی از جنبه‌های زندگی مثل حکایت بالا عمل می‌کنیم.

حاصل این دیدگاه: هیچ کاری به‌اندازۀ کافی برایمان جدی نمی‌شود، در هیچ کاری به اندازۀ کافی رشد نمی‌کنیم و از هیچ کاری به اندازۀ کافی نتیجه نمی‌گیریم.

شاید رشد ما در گروی این باشد که در هیچ کاری روی مُردن خر و صاحب خر و خودمان حساب نکنیم.

 

شاهین کلانتری

  • ۹۹/۰۷/۰۳
  • حسین هرمس

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی